آیا الگوی آموزش در ایران توسعه ساز است؟

آیا الگوی آموزش در ایران توسعه ساز است؟

آیا الگوی آموزش در ایران توسعه ساز است؟

سردرگمی نظام آموزشی کشور باعث شده است که الگوی آموزش در ایران نه توسعه ساز، که بحران ساز است.

الگوهای آموزش به منظور دستیابی به اهداف مشخص طراحی می‌شوند. در جامعه ما ترکیب الگوهای نخبه پرور و آموزش همگانی نه تنها کشور را از مسیر توسعه دور ساخته بلکه منجر به ایجاد بحران‌هایی همچون مازاد مهندسان تئوریک شده است.

به گزارش آموزشگاها به نقل از خبرگزاری علم و فناوری از کرمانشاه؛ بدون تردید جدای از عواملی مانند ساختار جمعیت، فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی، مدیریت افکار عمومی و… یکی از عوامل بسیار مهم در شکل‌دهی فضای عمومی علم و تحصیل و هدایت استعدادهای تحصیلی به رشته‌ها، مقاطع و قالب‌های خاص تحصیلی همان ساختار کلان آموزش است. ساختار آموزشی جامعه و صورت بندی آن از کلان‌ترین و اساسی‌ترین عوامل شکل‌دهی فضای علم در کشور و تعیین کننده اهداف آن است. دکتر محمدحسین بادامچی جامعه شناس و پژوهشگر حوزه علم، به تشریح ساختار کلان آموزش و برخی اثرات آن بر فضای جامعه ایران پرداخت.

بادامچی در ابتدا به بیان الگوهای موجود علم در جامعه ایران از پیش از انقلاب پرداخت و گفت: چهار الگوی علمی در دوران شکل گیری آموزش مدرن ایران قابل بازشناسی است. این چهار الگو از زمان قاجار و پهلوی شکل گرفته و تا کنون نیز ادامه دارد.  در هر مقطعی نیز برخی از دانشگاه‌ها نقش مهم‌تر و اساسی‌تری در آن ایفا نموده‌اند.

وی با بیان اینکه الگوی اول الگوی دارالفنون نامیده می‌شود، گفت: بر اساس این الگو، دولت با هدف نوسازی نظامی خود، نهادی برای انتقال فناوری به وجود می‌آورد. این الگو پس از انقلاب اسلامی هم با تغییر شکل خود ادامه یافته است. به این صورت که از سطح آموزش عمومی جدا شده و به نهادهای حاکمیتی همچون دانشگاه عالی دفاع ملی، دانشگاه امام حسین(ع) و مراکزی چون سازمان انرژی اتمی، سازمان فضایی کشور و معاونت علمی ریاست جمهوری سپرده شده است.

مدیر کارگروه علوم انسانی و توسعه اندیشکده مهاجر با اشاره به اینکه الگوی دوم، الگوی مدارس رشدیه است، افزود: این مدارس  در دوران مشروطه، معطوف به اهداف خاص و در نسبت با مردم (یعنی درون جامعه مدنی و نه حاکمیت) تاسیس شدند. البته تا پیش از انقلاب و در دوره پهلوی هم نمونه‌های موفقی داشتند. اما پس از انقلاب به حاشیه رانده شدند.

وی همچنین الگوی سوم را الگوی مدارس الیت پرور معرفی نمود که به تربیت کادرهای سیاست‌گذار حاکمیتی و اداره کننده جامعه اشتغال دارند. برای تحقق این الگو در دوره پهلوی اول دانشگاه تهران با محوریت فلسفه و علوم انسانی راه اندازی شد تا کادرهای مورد نیاز برای اداره کشور را تربیت نماید. به همین سیاق دانشگاه آریامهر، که اکنون به دانشگاه صنعتی شریف تغییر نام داده است، با محوریت علوم مهندسی در راستای اداره امور کشور ایجاد شد. واضح است که حرکت دوره پهلوی اول با مدرنیزاسیون حقوقی – سیاسی و نوع سیاست‌های انگلستان نسبت مستقیم داشته و حرکت دوره پهلوی دوم نیز با مدرنیزاسیون اقتصادی- صنعتی و الگوی سیاست ورزی ایالات متحده آمریکا نسبت دارد.

این جامعه شناس در ادامه‌ی معرفی الگوهای چهارگانه، به تشریح الگوی چهارم یا الگوی مدارس آموزش همگانی پرداخت. این الگو به تغییر جامعه از طریق آموزش گسترده‌ی یکسان در اقشار مختلف می پردازد. وی ادامه داد: در دوره پهلوی دوم که دوره تلاش برای توسعه مدرن است. حاکمیت، الگوی سوم و چهارم را بسیار مورد توجه قرار داد.

گفتگوی ویژه پیرامون الگوی آموزش در ایران

گفتگوی ویژه پیرامون الگوی آموزش در ایران

بادامچی در تشریح شیوه تاکید حکومت پهلوی دوم (محمدرضا شاه) بر دو الگوی آخر (الگوی الیت پرور و الگوی آموزش همگانی)، ابراز نمود: در این برهه دانشگاه آریامهر در راستای انقلاب آموزشی و تغییر ریل گذاری حاکمیت برای توسعه، به عنوان شاخص تحول اساسی در نظام آموزشی و کنار گذاشتن الگوی دانشگاه تهران تاسیس گردید. بنابراین نقش مهم دانشگاه‌هایی همچون آریامهر (دانشگاه صنعتی شریف)، ساختن طبقه الیت پیشرو و کارگزار توسعه در دوره صنعتی شدن پهلوی دوم بود. از طرف دیگر با گسترش سواد در بین اقشار مختلف مردم از طریق آموزش همگانی، زمینه‌های تغییر جامعه به سوی توسعه تمدنی مورد نظر شاه فراهم می‌شد.

این پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: پس از انقلاب الگوی اول همانطور که توضیح دادم در سطح نهادهای حاکمیتی و دانشگاه‌های خاص ادامه یافت و الگوی دوم نیز به حاشیه رفت. اما در مورد الگوی سوم که هدفش الیت پروری برای اداره کشور است، در شکل کلان و اساسی خود کنار گذاشته شد و تنها در چند مورد محدود همچون دانشگاه امام صادق(ع) و مراکزی چون سازمان مدیریت صنعتی، موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه و دانشکده مدیریت دانشگاه شریف پی گرفته شد.

بادامچی با اشاره به رها کردن دانشگاه‌ها و بی برنامه‌گی به خصوص در مورد الگوی الیت پرور سوم، افزود: همین موضوع زمینه مهاجرت گسترده نخبگان به خارج از کشور را فراهم آورده است.

وی در ادامه به شرایط الگوی چهارم یا الگوی آموزش همگانی در دوران پس از انقلاب پرداخت و گفت: این الگو که یکی از اهداف کلان آموزش یعنی آموزش همگانی را فراهم می‌سازد، اساس برنامه‌های آموزشی شده است. البته شیوه اجرای آن بسیار انتقاد آمیز است. چرا که بدون در نظر گرفتن اقتضائات خاص آموزش توده‌ای و همین طور بدون توجه به اینکه در این الگو لازم است محوریت با آموزش فنی حرفه ای و اشتغال آفرین باشد، الگوی آموزش همگانی به شکل بی قواره‌ای گسترش یافته است.

وی با مرور مشکلات گسترش نادرست آموزش عالی همگانی ابراز نمود: آن چه که در جامعه ما در جریان است این است که آموزش همگانی صرفا با بسط و تکثیر تقلیدی الگوی دانشگاه‌های الیت پرور در مقیاس وسیع شکل گرفته است. روشن است که این امر موجب ایجاد بحران مازاد مهندسان تئوریک در ایران شده است.

این محقق حوزه علم شناسی در پایان با تاکید بر لزوم تفکر درباره رابطه آموزش با مسیر توسعه کشور، مهمترین معضل امروز را عدم توجه به رابطه معنادار آموزش و تربیت نخبه با نیازهای کشور در مسیر توسعه و حرکت جامعه دانست.

امیدواریم بتوانیم با برنامه ریزی مجدد به گونه ای عمل کنیم که الگوی آموزش در ایران متناسب با نیاز های کشور و در جهت توسعه ملی باشد.

اشتراك گذاری نوشته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *